اگر دختری داشتم…

اگر دختری داشتم، به جای مادر صدایم می‌کرد نقشه‌ی کمکی. این‌طور می‌دانست که هر اتفاقی بیفتد، من به دادش می‌رسم. و من منظومه‌ی شمسی را کف دست‌هایش نقاشی می‌کردم، این‌جور قبل از آنکه بگوید: «ای بابا! این را که مثل کف دستم می‌شناسم!» باید تمام جهان را یاد می‌گرفت. و یاد می‌گرفت که زندگی پرت‌ات می‌کند زمین، صبر می‌کند از جا بلند شوی تا باز، لگدی حواله‌ی شکم‌ات کند. ولی باید حتماً نفس کم بیاوری تا ریه‌هایت به یاد آورند چقدر طعم هوا را دوست دارند. زخم‌هایی هست در زندگانی که نه با چسب زخم خوب می‌شوند و نه با شعر. می‌خواهم مطمئن شوم دخترم اولین بار که فهمید قهرمانی در کار نیست، لازم نیست تنهایی شنل بپوشد. چرا که فرقی نمی‌کند انگشت‌هایت را تا کجا دراز کنی،دست‌هایت همیشه کوچک‌تر از تمام زخم‌هایی‌ست که می‌خواهی مرهم‌شان باشی.

Sarah Kay

اگر دختری داشتم

اگر دختری داشتم

اگر دختری داشتم…

  1. وخدایی بیدار که تو را میبیند و به عشق تو همه حادثه ها میچیند مه تو یادش افتی و بدانی که همه بخشش از اوست … وهمینش کافیست!
    سهراب سپهری

نظر شما چیست؟