در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد؛ می‌گفت روزهای اول زندگیش است. می‌گفت رفته ماه عسل. می‌گفت خوشحال است و من با این که باور نمی‌کردم هیچ کدوم این اتفاقات واقعی باشه، از خوشحالی فرضیش حتی خوشحال نبودم.

بعدا براش اس‌ام‌اس زدم: نمی‌دونم چرا من وقتی ناراحتم، توقع دارم همه دنیا ناراحت باشه. روزهای اولی بود که جواب اس‌ام‌اس منو نمی‌داد و این گفته عمیق من هم مشمول همون اتفاق شد.

آدم ها خصوصیات منفی هم دارن دیگه، این رو اگه هزار برابر من هم خودشیفته باشید قبول دارید. منم وقتی از یکی ناراحتم توقع دارم همه ازش ناراحت باشن. وقتی از یکی خوشم نمیاد توقع دارم همه ازش بدشون بیاد. وقتی یه موضوعی رو مخمه انتظار دارم همه بهش نقد داشته باشن یا حداقل ازش تعریف نکنن. انتظار دارم جام توی دل آدم‌ها انقدر قرص و محکم باشه که حتی اگه رفتم و نبودم آدم‌هام نتونن جام رو با کسی پر کنن و دلشون برام تنگ بشه.

در هر حال واقعیت چیز دیگه‌ایه حتی اگه ناراحتمون کنه. آدم های جدید توی دل دوستانمون جای ما رو می‌گیرن. خاطرات ما رو تو ذهن آدم‌ها کم‌رنگ می‌کنن تا حدی که دل همونی که فکر می‌کرد هیچ‌وقت بینمون فاصله نمی‌افته دیگه برامون تنگ هم نمی‌شه. آخه اونا دارن با آدم‌های جدیدشون همون حرفهایی رو می‌زنن که با ما می‌زدن. همون رویاهایی رو می‌بافن که با ما می‌بافتن. همون قدر صمیمین که با ما صمیمی بودن.

رسم روزگار همینه دیگه؛ چراییش رو از حضرت حافظ پرسیدم؛ جواب دندان شکنی داد:

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل/ شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

  1. آره ! خیلی تلخه!:(
    اینکه عزیز ترین آدمای زندگیت؛ صمیمی ترین هات ؛ به راحتی فراموشت میکنن!
    +محیا جان شما وااااااقععاااا انقدر خودخواهی و مستبد! :) :D

    • : ) بله من یه همچین آدم مستبدیم
      البته اطرافیان چندان به این استبداد من تن نمی‌دن!

  2. سلام محیای عزیز

    به نظر من حرفت که کاملا درست و متینه اما در مورد خودت و آدمای امثال تو روی خیلی از آدمایی که گهگاه به اینجا سر میزنن و تو رو میشناسن صدق نکنه!

    آدمای خوب،اونایی که نه فقط از روی رفتارای ظاهر بلکه ذاتشون هم پاک ه،هرچی که ما به اونا نزدیک تر بشیم و بیشتر بشناسیمشون،دیرتر و کمتر از ذهنمون پاک میشن!

    حتی شاید اصلا گاهی فراموش نشن!حالا به هر دلیلی!
    آدمای خوب وقتی طی یک شرایط خاص تبدیل به الگو میشن وتوی دل آدما جا میگیرن فراموش شدنی نیستن!
    هر چند که تعدادیشون هم شاید فراموش شن!

    اینجور آدما تک تک کارهاشون روی مخاطب شون تاثیر میزاره،تک تک حرفاشون!

    و خوب طبیعی ه که این خوبی هاست که همیشه میمونه.

    حرفات همیشه به دل من یکی که نشسته!
    و شک ندارم که هرکی نوشته ها بخونه میفهمه تو چه دختر مااااهی هستی!

    راستی قربون اون اشکای نازنینت محیا.وقتی احساسی میشی آدم خیلی بیشتر دلش واست تنگ میشه!
    #وبسایت پدرتون

    شما که خوب بودی و هستی
    پس من برات خوب موندن رو آرزو می کنم بانوی خوبیها!

    موفق باشید!

  3. جناب حافظ همیشه جواباش دندان شکنه:)
    مثلا همین دیروز وقتی از شکست های پیاپی به سطوح اومده بودم گفت:

    حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می نوشت

    طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود
    وکلا مو لا درز حرفاش نمیره
    + متنت زبان حال خیلی هاست:)
    موفق باشی

  4. ولی من فکر میکنم این جایگزین کردنها خیلی مواقع مقطعیه. یه مدتی کسی دیگه میاد جامون رو میگیره یا کسی دیگه رو توی دلمون جایگزین میکنیم اما بعد تر نبودشون و نبودمون حس میشه.انگار تازه می فهمیم و میفهمه که آدم جدیده جاش اینجا نبوده.

    • بیا رو راست باشیم
      خیلی وتها اینجوری نمیشه
      مثلا اصلا تو اسم دوستای خیلی صمیمی مهد ودکت یادت میاد؟
      دلت براشون تنگ میشه؟
      اگرم بشه، جای خالیشونو با کلی آدم دیگه پر کردی!

  5. زهرا

    چه قدر خوب حرف دل آدما رو مینویسی محیا
    بعضی از نوشته هات هیچ وقت یادم نمیره طوری که گاهی جمله هاتو تکرار میکنم و یادم میاد
    اینو نگفتم صرفا برای تعریف چون از الکی تعریف کردن بدم میاد شما هم نه منو میشناسی نه من تاحالا از نزدیک دیدمتون
    ولی بدون اینم اضافه شد به موندنی های ذهنم :)
    ممنونم ازت

  6. فرح

    محیا جان شدیدا با این قسمت موافقم:

    “در هر حال واقعیت چیز دیگه‌ایه حتی اگه ناراحتمون کنه. آدم های جدید توی دل دوستانمون جای ما رو می‌گیرن. خاطرات ما رو تو ذهن آدم‌ها کم‌رنگ می‌کنن تا حدی که دل همونی که فکر می‌کرد هیچ‌وقت بینمون فاصله نمی‌افته دیگه برامون تنگ هم نمی‌شه. آخه اونا دارن با آدم‌های جدیدشون همون حرفهایی رو می‌زنن که با ما می‌زدن. همون رویاهایی رو می‌بافن که با ما می‌بافتن. همون قدر صمیمین که با ما صمیمی بودن.”

    یاد رابطه خودم و یکی از دوستای صمیمیم از دوران دبیرستانم افتادم، نمی دونم یهویی چی شد که بینمون این همه فاصله افتاد!؟ یه زمانی اگه یه روز با همدیگه حرف نمی زدیم و به همدیگه اس ام اس نمی دادیم روزمون شب نمی شد ولی الان خیلی وقته از حال هم خبر نداریم و حتی نزدیک ۲ ساله همدیگه رو ندیدیم! :|

  7. تازه وارد

    مسبب بعضی از این جدا شدن ها هم خود ماییم و بزرگ شدنمون.
    برای من که همیشه اینجور بوده. دوستام همیشه بودن. منم که فاصله گرفتم. به دلیل اینکه یه سریاشون متاهل شدن و حرف مشترک چندانی بینمون نمونده. یعنی دغدغه هاشون رنگ عوض کرده. راستش منم با این وضع خیلی دوست ندارم وقت زیادی رو باهاشون بگذرونم. غیر از این من از همون بچگی به مطالعه علاقه داشتم و الانم کلن سرم مدام تو پستا و مطالب جورواجوره. و خوب مسلمن دوست دارم دوستام هم دغدغه ها و سطح فکرشون شبیه یا لااقل نزدیک به من باشه ولی بازم نیست. در یک کلام هم فاز نیستیم.
    تفاوت همیشه نه ولی معمولن دور می کنه آدما رو از هم. همینطور نداشتن حرف مشترک.

    • دقیقا
      آدم ها تحت شرایطی تغییر می کنند.
      گاهی ما دوستانمون رو فراموش می کنیم حتی!

  8. مهد کودک:))
    شاید زیادی کلی گفتم اما واقعا در مورد من بارها اتفاق افتاده که حتی سراغ دوستای دبستانم هم رفتم.
    شاید هم حق با شما باشه. جای فکر داره واسم.

  9. اوووووو! اینجارووووو
    تو وبلاگ سابق دنبالتون میگشتم جانم
    مبارکت باشه خونه جدید :)

  10. حرفایی رو بزنن ک ب ما میگفتن .. رویاهایی ک با ما داشتن..
    چ حقیقت تلخی

  11. لیلی

    دقیقا منم همین طورم دوست دارم وقتی که من نیستم دیگران همیشه حسرت نبودنم رو بخورند

  12. محیا جان یه سوال کاملا فنی داشتم
    شما اسم افرادی که براتون کامنت میذارند تو ذهنتون می مونه؟!
    اخه…
    حالا اخش بماند :)
    موفق باشی

  13. هی باران !
    دلت را خوش نکُن به ذوق مردم از باریدنت
    این جماعت زمانی تورا میخواهند که برایشان صرف داشته باشی
    وقتی دلشان تورا میخواهد که هوا گرم باشد
    زمین خُشک باشد
    همین که خیسشان کُنی ُ لباسشان کثیف شود
    همین که ناخواسته ضرر برسانی
    همین که برنامه هایشان را لغو کُنی
    تو را به فُحش خواهند کشید
    اما نگران نباش !
    تو تنها نیستی
    رفتارشان با مَن هم شبیه توست

    خوشحال میشم سر بزنید[گل][چشمک]

نظر شما چیست؟