روز خبرنگار مبارک!

راستش را بخواهید پیش‌ترها غصه‌ام می‌گرفت اگر ازم می‌پرسیدند چه کاره‌ای، از بس که نمی‌دانستم چی باید بگویم. یا توضیح آن‌قدر طولانی بود که از خیرش می‌‌گذشتم، یا فکر می‌کردم زندگی‌ام آن‌قدر بی‌ربط هست که اصلا گفتن نداشته باشد.

حالا، گرچه هنوز هم وقت صحبت از برنامه‌ تازه‌ای، وقت حضور بی‌واسطه‌ آدم بزرگ‌ها دور و اطرافم، وقت پیدا کردن موسیقی‌های تازه، خواندن قصه‌هایی که نفس می‌برند، دیدن مجریانی که حس می‌کنم خیلی ازشون بهترم؛ یک دفعه‌ آن همه آرزو، و آن همه رویا و خواستن، هجوم می‌آورند. گرچه همین اخیر هم وقتی ازم می‌پرسیدند چه کاره‌ای ذوق زده می‌شدم و در جواب از ۱۸ سالگی شروع می‌کردم و به ۲۳ سالگی می‌رسیدم و انقدر توضیح می‌دادم که طرف مقابل را از سوالش پشیمان کنم.

اما… این روزها اگر از من بپرسید چه کاره‌ای؟ سرم را بالا می‌گیرم و می‌گویم خبرنگار. خبرنگار همین و تمام.

روزمان مبارک

  1. سمیرا

    اتفاقا پریروزها ک داشتم تقویم رو ورق میزدم ب روز خبرنگار ک رسیدم یاد تو افتادم : ))
    روزت مبارک محیای عزیز : )

  2. نرجس عرب زاده

    روزتون مبـــــــــــــــــــــــارک خانم ساعدی عزیز♥♥♥

  3. یکی از فانتزی های زندگیم اینه که چندسال دیگه وقتی ازم میپرسن چیکاره ای بگم: خبرنگار !! اونم از نوعه جنجالیش:-))
    روزت مبارک محیا بانو

  4. سلام به دخترک نازنینم
    خبرنگاری از مشاغل سخت و زیان آور تعریف شده چون سختاست و. سختیش تعریف شده نیست گاهی تحمل سوژه و پاسخش به سوال از انفجار توپ ۱۰۶ بیشتر گوش را میآزارد و گاهی دیدن یک نفر که حقش نشستن روی صندلی زهوار دررفته تو کافه هایی که بوی گند چندصد تا دود غلیظ داخلش پیچده هم نیست. بیشتر ازدیدن پیکر مقدس لهیده همسنگرشهیدت اذیت می کند ولی چه کنی خبرنگاری دیگر.خبر نگار که باشی با خوشی جامعه ات خوشی با غمشان هزارتا بغض گره تو حلقومت را باید به خانه ببری خبر نگار که باشی هر روز روز ت میشود وهر شب شبت .
    این روز را بر تو وهمسرت مبارک باشد وامید که موفق باشید و سلامت

نظر شما چیست؟