طراحی راز کار شماست

یدا کردن آدمی که استعدادش را شناخته و با خلاقیت ترکیبش کرده و برای خودش یک هنر و شغل ایده‌‌آل ساخته باشد کار دشواری است اما ریحانه مهرعلیان ۲۸ساله یکی از آنهاست.

۸سال است که زیورآلاتی با چرم و فلز و چوب می‌سازد؛ محصول‌هایی که ایده‌هایشان از خلاقیت خود او بهره برده‌اند. او برای تثبیت و شناخته شدن ایده و کارهایش، حتی برای آنها اسم انتخاب کرده و برای بازاریابی بهتر، علاوه بر حضور در بازارچه‌های مختلف، در شبکه‌های اجتماعی هم فعال است؛ جایی برای اینکه مشتری‌های احتمالی بتوانند محصولاتش را با یک جست‌وجوی ساده پیدا کنند، ببینند و سفارش بدهند.

  • چرا فکر کردید ساخت زیورآلات آن هم با این خصوصیات در توانایی شماست؟

من در هنرستان گرافیک خوانده‌ام و رشته دانشگاهی‌ام صنایع‌دستی با گرایش تخصصی جواهر‌سازی‌ بود. از آن دست آدم‌‌هایی هستم که دوست داشتم کارم با تخصصی که دارم در یک راستا باشد. به همین دلیل هم از همان ابتدا می‌دانستم که قرار است چکار کنم. به تعبیری دنبال تولید محصول‌هایی با سبک خودم بودم.

  • هدفی که داشتید، خیلی هم ساده نیست؛ به آن رسیدید؟

با هر موادی هم که کار کنید جواهرسازی کار ساده‌ای نیست. کار با فلز و سنگ و جوشکاری و اره و سوهان، سختی‌ها و نکته‌های خودش را دارد. من چند سالی است که به‌عنوان مربی این کار را آموزش می‌دهم. همیشه به شاگردانم می‌گویم اگر با این فکر آمده‌اند که این کار سرگرمی خوبی است یا اینکه قرار است بنشینند و یک گردنبند زیبا بسازند، سخت در اشتباهند.

  • تحصیلات دانشگاهی مرتبط چقدر در موفقیت این نوع کار نقش دارد؟

خودم که پیش از ورود به دانشگاه به رشته صنایع‌دستی علاقه زیادی داشتم. یعنی با درک و علاقه این رشته را انتخاب کردم. تحصیلات عالی تأثیر بسیار زیادی روی کارهای من داشت. همین که تمام روز را در کلاس بهترین استادها بگذرانی که از هر جمله‌شان می‌توان بسیار آموخت، در روند شکل‌گیری شخصیت هنرجو تأثیرگذار است و مطمئنا بعد از فارغ‌التحصیلی در کارش نمود عینی پیدا می‌کند.

  • از ابتدا سراغ همین مواد برای ساخت زیورآلات رفته‌اید؟

نه. دلم می‌خواهد همه‌‌چیز را تجربه کنم و بعد بهترین را ادامه بدهم. با چوب، چرم، سنگ و فلز کار کردم و مدام سعی می‌کنم مواد مختلف را وارد کارهایم کنم چون دوست دارم کارهایم جدید باشد و از تکرار کارهای دیگران بیزارم. یک نکته هم این است که در تمام این سال‌ها با توجه به بازخوردهایی که از کارهایم داشته‌ام تا حدی سلیقه مشتری را شناخته‌ام اما در نهایت چندان کارهایم را منطبق بر سلیقه مردم نمی‌سازم؛ یعنی اصراری بر بازاری شدن کارها ندارم. کار خوب، حتما ایده خوبی دارد که مشتری آن را خواهد پسندید.

  • چطور راهتان را در این کار و این بازار پیدا کردید؟

تازه فارغ‌التحصیل شده بودم و خیلی جدی به شروع این کار فکر می‌کردم و مسلما بسیار هم استرس داشتم. چون همه‌‌چیز برایم ناواضح بود اما خب به‌نظر من در هر راهی نخستین قدم یادگیری است و من این نخستین قدم را پیش‌ترها تجربه کرده بودم. فقط باید طراحی کارها را انجام می‌دادم و ابزار موردنظرم را تهیه می‌کردم. اعتقاد دارم که عملی کردن ایده‌های خودمان ارزشمندتر از تکرار خلاقیت دیگران است و به همین دلیل هم بیشترین وقتم تا شروع رسمی را صرف طراحی کردم. البته یک چیزهایی هست که پیش‌زمینه همه اینهاست و برای کسی که می‌خواهد کار هنری انجام بدهد همیشه لازم است. مطالعه در هر زمینه‌ای، از تاریخ هنر گرفته تا ادبیات و مهم‌تر از آن کار دیدن در همه زمینه‌های هنری، نقاشی، مجسمه‌سازی‌ و… یعنی در کل آشنایی و دنبال کردن همه هنرها برای ساختن شخصیت هنری لازم است.

  • به‌نظرتان مهم‌ترین مشکلی که کارهایی مانند کار شما را تهدید می‌کند چه چیزی است؟

اساس کارهای هنری به‌ویژه کار ما ایده و طراحی است و من هم این بخش از کار را حتی بیشتر از ساخت دوست دارم. برای خودم زمانی این کار شکل جدی به‌خودش گرفت که با استقبال زیادی از طرف مشتریان روبه‌رو شدم. کار کردن با آدم‌های غیرحرفه‌ای در زمینه فروش صنایع‌دستی و رفتار نامناسبی که با هنرمندان این حرفه در زمینه فروش می‌شود بخش اعظمی از تجربه‌های ناگوار من در این کار بوده. خیلی از هنرمندان بعد از دیدن چنین رفتارهایی جا می‌زنند و کارشان را ادامه نمی‌دهند و همین باعث می‌شود استعدادهایی از بین برود.

  • راهکار این مشکل به‌نظر شما چه چیزی است؟

جمله معروفی هست که می‌گوید: «کار خوب همیشه مخاطب خودش را پیدا می‌کند» اما صبر فراوانی هم می‌خواهد. خوشبختانه شبکه‌های اجتماعی و بازارهای آنلاین کمک زیادی در ساده‌تر شدن مسیر فروش و پیدا کردن مخاطب می‌کنند. به همین دلیل هم به‌ویژه این سال‌های اخیر این مشتری‌ها هستند که کارهایی از جنس کارهای ما را پیدا می‌کنند به جای آنکه ما دائم دنبال مشتری برای کارهایمان باشیم.

  • اولین کاری که ساختید را به‌خاطر دارید؟ یادتان می‌آید چقدر برای شما درآمد داشت؟

اولین کارم یک آویز گردنبند بود که هنوز هم به‌نظرم بهترین کارم است. این آویز یک تکه مستطیلی شکل مسی بود که یه سوراخ کلید داشت و یک کلید کوچک برنجی هم از آن آویزان بود. البته این کار را نفروختم و برای خودم نگه داشتم. برای فروش کارهایم، نخستین اقدام‌ من این بود که یک سری کار ساختم و همه آنها را برای فروش به یک فروشگاه هنرهای دستی سپردم. به همین دلیل هم نمی‌دانم اول کدام‌یک از کارهایم فروخته شد. وقتی شروع به‌کار کردم در مورد بیشتر کارهایم حسی داشتم که اجازه نمی‌داد بفروشمشان! به‌ویژه کارهایی که زحمت زیادی هم برایشان کشیده بودم ولی به مرور حساسیتم کمتر شد. البته هنوز هم نسبت به بعضی از کارهایم که از نظر خودم کامل و بی‌نقص هستند این حس را دارم و دلم نمی‌آید آنها را بفروشم. یکی از فوق العاده‌ترین حس‌هایی که در زندگی تجربه کرده‌ام دیدن کارهایم در دست دیگران است، به همین دلیل پیش‌تر‌ها سعی می‌کردم به بسیاری از اطرافیانم از کارهای خودم هدیه بدهم. البته یکی‌دو سالی هست که رویکردم را تغییر داده‌ام و فقط به کسانی هدیه می‌‎دهم که می‌دانم ارزش آن را درک می‌کنند.

  • خودتان را تا چه حد کارآفرین می‌دانید؟

خودم را کارآفرین مستقل البته در اندازه خیلی کوچک می‌دانم ولی اگر یکی از مشخصه‌های اصلی کارآفرینی را نوآوری بدانیم می‌توانم بگویم که زمانی که شروع به این کار کردم مثل حالا همه در ساختن زیورآلات حضور نداشتند. کسانی که حالا می‌خواهند شروع کنند، باید خودشان را برای یک کار بسیار سخت اما مفرح و دوست داشتنی آماده کنند و البته آماده رقابت با جواهرسازان بی‌شمار دیگر باشند؛ مهم‌تر از همه اینکه بگردند و سبک خودشان را پیدا کنند؛ کاری که برای آنهاست و شناسنامه‌اش به نام آنها؛ چرا که تقلید در هر کاری بی‌ارزش است. این را بدانند که باید ببینند، حس کنند، بیاموزند و کار کنند و کار کنند و کار کنند تا بتوانند خودشان را در بازار به اثبات برسانند.

  • اگر کسی امروز بخواهد این کار را شروع کند…

من سال۸۸ کارم را با مبلغی نزدیک به یک میلیون تومان شروع کردم. البته با احتساب تمامی ابزارها و وسایل جواهرسازی و مواداولیه که البته در همان ماه‌های اول این سرمایه بازگشت داشت. قدم اول برای شروع این کار آموزش است. از زمانی که این شغل به‌عنوان یکی از مشاغل محبوب درآمده مراکزی که این هنر را آموزش می‌دهند هم رشد فراوانی داشته‌اند. بعد از آموزش هم تهیه مواداولیه است. چون زمانی که شما تازه کارتان را آغاز کرده‌اید نیاز چندانی به تجهیزات حرفه‌ای که اغلبِ سرمایه شما معطوف به آن می‌شود ندارید. به همین دلیل برای آغاز کار بیشتر به خلاقیت نیاز دارید تا به سرمایه. ساخت جواهرات دست‌ساز همیشه از استقبال برخوردار بوده اما از طرفی حجم تولیدکنندگان هم تعداد قابل‌توجهی است، به همین دلیل شناخته شدن در بین این همه تولید‌کننده کار سختی است اما اگر محل فروش مناسبی پیدا کنید، حتما سود خوبی از این راه کسب می‌کنید. ما یک دوره ۴ساله را در یک یا ۲سال خلاصه کرده‌ایم. تقریبا نیمی از دوره آموزشی را روی طراحی و دید بهتر هنرجوها بر محیط پیرامونشان و شناخت بهتر فرم‌ها کار می‌کنیم و نیمه دیگر را روی آموزش تکنیکی و ساختن زیورآلات.

نظر شما چیست؟