عنوان ندارد

تکیه داده بود به‌ش، سرش را گذشته بود روی پایش. پاها را تا کرده بود، لپ‌تاپ را گذاشته بود روی پاها، سرش نزدیک سرِ او، همراهش چیزی تماشا می‌کرد و می‌خندید.

 

کمی که گذشت، سرش را بوسید، خم شد از روی تخت یک بالش برداشت، گذاشت بین پاها و سرش، بعد سر را آرام از روی پاهایش بلند کرد، گذاشت روی بالش، سر که امن، آرام گرفت، بلند شد از جاش، همان‌طور که او می‌خندید به چیزی که تماشا می‌کرد، همراه خنده‌اش، رفت به کارش برسد.

 

* فارسی، دست‌کم در این جملات، قاصر است. خودتان she و he و his و her بگذارید، به سلیقه و دل‌خواست خودتان.

 

نظر شما چیست؟