من منچستریونایتد را دوست دارم؟

من منچستر یونایتد را دوست دارم | مهدی یزدانی خرم | نشر: چشمه

خودش می‌گوید:  رمانی در هجوِ زمان و جعلِ تاریخ نوِشته است.

یَزدانی‌خُرم آشنای چندین ساله‌ی اهالی ِ مطبوعات، برادر زاده‌ محمدرِضا یزدانی‌خرم  و همسر  مریم محسنیان نویسنده، متولد دوم شهریور ِ ۱۳۵۸ در تهران است و دانش‌آموخته‌ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران. اولین رمان‌اش ” به گزارش اداره‌ی هواشناسی، فردا خورشید لعنتی… ” سال ۱۳۸۴ توسط نشر ققنوس به انتشار رسید، طی دو ماه تمامی نسخه‌هایش فروخته شد و پس از آن ممنوع الچاپ! من، منچستر یونایتد را دوست دارم دومین رمان‌اش بهار ۹۱ چاپ شد و تابستان همان‌سال به چاپ دوم رسید.قرار است این رمان به سه زبان انگلیسی، ایتالیایی و ترکی استانبولی ترجمه شود.

رمانی که صفحه‌ی ما قبل ِشروع‌اش به نقل قولی از” لوئی ژرژ سوآن ” مُزین است که:  گور ِ پِدر تاریخ.  من، منچستر یونایتد را دوست دارم  پر از شخصیت است، از انسان گرفته تا سگ و لاک پشت و روح وکه به دنبال هم در زمان مختلف، روایت‌گر داستان خود، و مانند پازل شکل دهنده‌ی داستان‌های دیگرانند.

قلم ِ سرشار از نبوغ و هم‌زمان مملو از خشونت ِ یزدانی خرم، برای من، چندان دوست داشتنی نیست. شاید به این دلیل که وَر ِ ناسیونالیست وجودم مدام به نویسنده خرده می‌گیرد که چرا مردم ط/تهران را انقدر خشن و خائن و بدبخت تصویر کرده تا جایی که حتی یک پرسوناژ سفید که نه، کمی خاکستری هم در طول تاریخ وجود نداشته باشد.

من، منچستر یونایتد را دوست دارم» با وجود تمام این نقاط سیاه و استفاده از تصویر سازی‌های خشن ِ گاهی حتی تهوع آور و بوی خونی که تمام ۲۲۵ صفحه‌‌اش را فرا گرفته، کتابِ جذابی است و همین جذابیت هم آن را به کتابی مهم در ادبیات داستانی تبدیل می‌کند .

کتابی که نویسنده‌اش چهار سال از وقت خود را معطوف به آن کرده تا خواننده تا به آخر گیج و سردرگم و  بهت زده، داستان پر کشش‌اش را دنبال کند.

“خوبی مردن این است که می‌توانی حال دیگران را بدجوری بگیری. بشاشی به اعصاب‌شان. وقتی برای رفتن به مهمانی بعدازظهر جمعه با لباس‌های شیک و پیک پشت سر ماشین جلویی توی اتوبان، وسط ترافیک گیر افتاده‌اند، عکس را می‌بینند و جوان ناکام با چشم‌های وق‌زده و موهای بلند توی عکس گه می‌زند به شب‌شان.

استفاده از کلمات و ترکیبات ِ نسبتا مبتذل تبدیل به اپیدمی در ادبیات مدرن ما شده و به همین دلیل هم شاید شما منچستر یونایتد را دوست نداشته باشید، اما با روایتی متفاوت‌تر از رمان‌های این‌روزها مواجه می‌شوید، که همین؛ ارزشمند است.

و این‌که متاسفانه قرار نیست یزدانی‌خرم روند داستان‌نویسی خود را تغییر دهد و این از نام رمان بعدی‌اش «خون» کاملا هویدا ست.

نظر شما چیست؟