همه چیز مُرتب است

همه‌چیز، ظاهراً، مُرتّب است؛ آب از آب تکان نخورده و هیچ اتّفاقی هم نیفتاده است.
روزها، تقریبا همان روزهایِ قبل است، فقط کارِ شبانه جایِ همه چیز را گرفته. و عملاً، فُرصتی نمانده برایِ نوشتن، برایِ سرزدن به وبلاگ و فضای مجازی و این‌جور کارها. قدم‌زدن بین کتاب ها و نشستن پشت آن صندلی های کافه  و گپ زدن با ناصر کافی من شهر کتاب حتّا اگر هم‌قدمت بهترین آدم همه‌یِ زندگی‌ات باشد کارِ آسانی نیست، وقتی انقدر مشغولیت داری که برای دیدن مادرت هم …  

.

همه‌چیز، ظاهراً، مُرتّب است؛ آب از آب تکان نخورده و هیچ اتّفاقی هم نیفتاده است. همه، ظاهراً که خوبند؛ حتّا آن  دوستِ خوب و مهربانی که یک دقیقه پیش برایش نوشتم که همیشه‌ مایه‌یِ اُمید بوده، البته، کُنج‌کاوی نکرده‌ام، امّا همین‌که خوب است، کفایت می‌کند. هیچ‌چی مُهم‌تر از این نیست که خودِ آدم راضی باشد… 

.

همه‌چیز، ظاهراً، مُرتّب است؛ آب از آب تکان نخورده و هیچ اتّفاقی هم نیفتاده است. دانشگاه را تحقیقا به بهانه ی برنامه پیچاندم. فیلم و کتاب تازه ای نخواندم، جمله ی عجیبی نشنیده ام و زندگی به طور عجیبی آرام است. آقای همسر درگیر مشغولیات کاری خودشان هستند و این ماجرای قبولی دانشگاه هم قند مکرر شده و به نظرم از دید ایشان هم،همه چیز مرتب است.

ی

همه‌چی، ظاهراً، مُرتّب است؛ آب از آب تکان نخورده و هیچ اتّفاقی هم نیفتاده است، امّا ترکیبِ غریبِ افسردگی و دل‌شوره سُراغم آمده است. یک بخشِ ماجرا، قطعاً، برمی‌گردد به این‌که برنامه ی جدیدمان خیابان ایران شب ها روی آنتن می رود و منتظر نگاهتان است، امّا باقی‌اش؟  نمی‌دانم. همه‌چی، ظاهراً، مُرتّب است…

  1. شادی

    برا من که ظاهرن هم مرتب نیس! خوب‌ه، خدا رو شکر که مرتب‌ه برات :)

    + :) قالب این‌جا همون قالب قدیم‌قدیمای دوربرگردون‌ه :) چه خوش‌حال‌م کرد دیدن‌ش!
    ++ امممم جسارتن یه نکته‌ی دستوری رو نتونستم ذکر نکنم! تو این جمله: “فیلم و کتاب تازه ای نخواندم.”، فعلی که برای فیلم به استفائه می‌شه دیدن‌ه و نباید حذف می‌شد به هر قرینه‌ای. :|

نظر شما چیست؟